همسفر تا بهشت ...

همسر یعنی همسفر تا بهشت و کوچه خوشبختی، کوچه ای‌ است برای رسیدن به خدا ...

همسر یعنی همسفر تا بهشت و کوچه خوشبختی، کوچه ای‌ است برای رسیدن به خدا ...

همسفر تا بهشت ...

بسم الله الرحمن الرحیم
وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ
و از نشانه های قدرت اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا به ایشان آرامش یابید ، و میان شما دوستی و مهربانی نهاد در این عبرتهایی است برای مردمی که تفکر می کنند ... سوره مبارکه روم، آیه 21
***
سلام! خوش آمدید!
کانون خانواده‌ی فرهنگسرای غدیر، مجری طرح «کوچه خوشبختی»، جایی است برای تمرین زندگی مشترک ... .
زوجهای جوان عزیز و پسرها و دخترهای دم‌بخت! منتظر حضور گرمتان هستیم!
همراهان شما:
دبیر کانون: سرکار خانم محمدیان
همیار اجرایی: سرکار خانم دکتر صالوری
همیار راهنما: میرمحمد معصومی

بایگانی

سلام دوستان! طاعاتتان در این ماه مبارک و سرشار از رحمت حق مقبول حضرت رحمان متعال!

بی‌شک، روزه‌داری در این روزهای طولانی و گرم، که در بیان معصومین علیهم السلام همانند جهاد در راه خدا شمرده شده، اجری عظیم دارد ... خداوند توفیقمان دهد و خوشبختی دنیا و آخرت را روزی همه‌ی ما بکند ... آمین!

در مدّتی که برنامه‌های کوچه‌ی خوشبختی به دلیل ماه مبارک رمضان و تعطیلی موقّت طرح، برگزار نمی‌شود، خوب است که گاهی سری بزنیم به کوچه‌ی خاطرات و یادهای زیبا را زنده نگه داریم. یک یادگاری زیبا، شعری زیبا و صمیمی است از سرکار خانم محمدیان، دبیر کانون خانواده غدیر، که تقدیم شما عزیزان می‌کنیم.

مردم عاشق که می‌بینی کی‌اند

ساکنان کوچه خوشبختی‌اند

مردم این کوچه بحر پاکی‌اند

همسرانی صادق و افلاکی‌اند

همسری یعنی کبوتر می‌شوند

زن و شوهر یار و دلبر می‌شوند

همسری یعنی که راهی تا بهشت

همسفر بودن برای سرنوشت

همره و همراز یکدیگر شدن

از برای یکدگر دلبر شدن

عشق آنها می‌دهد هر دم ندا

«لیس للانسان الا ما سعی»

کوچه ما پر ز لطف است و صفا

انتهای کوچه عشق است و وفا

نام این کوچه که هر دم باقی است

کوچه ما کوچه خوشبختی است

برای ایشان و خانواده‌ی گرامی‌شان (جناب استاد ساقی بزرگوار و نوگل عزیزشان آقا محمدمهدی هنرمند و نازنین) آرزوی زندگی خوش و عاقبت به خیری داریم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۲ ، ۲۳:۲۶
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

پدر و مادر عزیز برای تربیت سازنده فرزندانتان مهارت‌هایی وجود دارد که با استفاده از آن‌ها در روند مراقبت از فرزندانتان می‌توانید نقش اساسی در رشد آن‌ها داشته باشید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۲۱:۴۸
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

دوست دارید مروری دیگر داشته باشیم بر بعضی کلاس‌های پرشور؟! پس در ادامه‌ی مطلب با ما همراه باشید!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۱۰:۱۱
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

در حاشیه اردوی روز پنجشنبه (سیزدهم تیر) گفتگویی انجام دادیم با دو زوج عزیز همراه، که خلاصه‌ای از آن را می‌خوانید:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۰۹:۴۸
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

ارتباط موثر

ارتباط موثر یکی از رمزهای موفقیت انسان است؛ هرکس بتواند با دیگران، اشیاء اطراف و حتی لحظه‌های زندگی خود ارتباط بهتر و موثرتری برقرار کند، احساس موفقیت بیشتری خواهد داشت. برای دستیابی به یک ارتباط خوب و موثر کلامی و یا غیرکلامی، علاوه بر داشتن باورهای مناسب، لازم است روش‌ها و مهارت‌های ارتباط برقرار کردن با دیگران را نیز فراگرفت.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۰۹:۲۵
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

جای همه شما خالی! رفتیم اردو، آن هم عجب اردویی! این روزهای آخر عبور از کوچه خوشبختی در این فاز، خاطره‌ی شیرین دیگری خلق شد که باعث شد دلمان برای کوچه تنگ شود و منتظر باشیم که زودتر فاز بعدی شروع شود ان‌شاءالله!

کلام شیرین و شیوای استاد ایزدخواه، مسابقات متنوع و هیجان‌انگیز، جشن شاد شاد و ... از تکه‌خاطرات نابی بود که برایمان به یادگار ماند... . با آرزوی توفیق بیشتر برای مسئولین محترم و برگزار کنندگان اردو، توجه شما را به گزارش تصویری بعضی از لحظات این روز قشنگ دعوت می‌کنیم؛ لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید:

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۲ ، ۰۹:۰۹
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

سلام دوباره

بی‌تردید، رونق کوچه‌ی خوشبختی، مرهون اعتماد، علاقه و حضور مخاطبین عزیز طرح در تمامی‌ برنامه‌ها بوده و هست. در این مطلب چند برداشت کوتاه را مرور می‌کنیم از حضور پرشور مخاطبین عزیز کانون خانواده فرهنگسرای غدیر. برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۲ ، ۲۱:۱۴
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

«با هم، تا بهشت»، عنوان گلچینی از توصیه‌های رهبر معظم انقلاب درباره تشکیل و حفظ خانواده و زندگی زناشویی است که پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، آن را به مناسبت «روز خانواده» منتشر کرده است. همچنین، این رهنمودها، در قالب تصویری نیز در اینجا در دسترس قرار دارد، که همکاران عزیز در کانون‌های خانواده می‌توانند به عنوان پوستر چاپ کنند. و نیز، فایل PDF این بیانات برای چاپ و تکثیر به عنوان بروشور را هم می‌توانید از اینجا دانلود بفرمایید.


به لطافت گل
اسلام مرد را قوام و زن را ریحان می‌داند. این نه جسارت به زن است نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد، بلکه، درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقاً برابر است، یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنی محیط زندگی را در یک کفه می‌گذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محل اعتماد و اتکا بودن و تکیه‌گاه بودن برای زن را هم درکفه دیگر ترازو می‌گذاریم، این دو کفه با هم برابر می‌شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.
22/12/1378

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۲ ، ۲۱:۰۹
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

از حدود یک سال پیش که همکاری بنده با طرح کوچه خوشبختی شروع شد، به همّت همکاران عزیز، مخصوصا دبیر محترم کانون سرکار خانم محمدیان و دبیران طرح، خانمها صالوری و چمنی (که هرکجا هست خدایا به سلامت دارش!) برنامه‌های متعددی اجرا شد و همراهی شما مخاطبان گرامی، خاطرات شیرینی را از همدلی و خوشبختی برایمان آفرید!
سعی می‌کنیم از این پس، بعد از اتمام هر برنامه، گزارشی تصویری را از آن برنامه تهیه کنیم و در وبلاگ بگذاریم؛ در این مطلب، تعدادی از دعوت‌نامه‌های برنامه‌های گذشته را مرور می‌کنیم؛ خالی از لطف نیست و با تماشای هرکدام زمزمه می‌کنیم: یادش بخیر!
راستی، ادامه مطلب را هم حتما ببینید!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۸:۲۹
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

یکی از روش‌های بسیار مفید و کارآمد برای راهنمایی و اصلاح رفتار، معرفی الگوهای شایسته برای مخاطبین است.

روز چهارشنبه، در اردوی توانمندسازی دبیران و همیاران کوچه خوشبختی، جناب آقای دکتر عصارنیا، مدیر عامل سازمان، در ضمن صحبتهایشان از یکی از کتابهای بسیار عالی در حوزه خانواده و دفاع مقدس نام بردند. به نظرم یکی از بهترین الگوسازی‌ها می‌تواند مطالعه سرگذشت خانواده‌هایی باشد که در سختترین شرایط (دفاع مقدس) راه سعادت را شانه به شانه هم پیمودند.

برای آشنایی بیشتر شما عزیزان، معرفی این کتاب را به نقل از سایت ناشر آن (روایت فتح) تقدیم حضورتان می‌کنم:



ناله عشق یک خط کلفت سیاه، وسط یک قهوه‌ای سوخته. حروفی به رنگ سفید که کنار هم کلماتی را ساخته‌اند. دو واژه برجسته سفید رنگ؛ «اینک شوکران». اینک شوکران، نوشته‌هایی است درباره مردانی که در سال‌های جنگ، زخمی شدند. زخم‌ها اما آن ها را نبرد، زخم‌ها ماند تا سال‌ها بعد از جنگ و محملی شد برای نماندنشان. اینک شوکران، برجسته است، پررنگ است، درست مثل همان کلمه‌هایی که وسط قهوه‌ای سوخته جلد، حک شده‌اند. اینک شوکران، جلد یک، روایت عشق است. می‌توان آن را حس کرد، یک حس لطیف غمناک، درست مثل عشق، در هر سطر به رگ ذهنت رانده می‌شود. مورمور عشق را حس می‌کنی. حسرتش به دلت می‌نشیند. بله! حسرت. «منوچهر مدق» و «فرشته ملکی» در قلبت حسرت می‌آفرینند. حس‌هایشان یکی است، حسی از روح یکی به روح دیگری نفوذ می‌کند :«منوچهر صبور بود. بی‌قرار که می‌شد، من بی‌طاقت می‌شدم.» فقط این نیست. بازیگوشی‌های زمینی هم هست: «آن روز، از روی شیطنت یک طرف ریش‌هایش را با تیغ برده بود تا چانه، و بعد چون چاره‌ای نبود، همه را از ته زده بود... منوچهر مجبور شد یک ماه مرخصی بگیرد و بماند پیش فرشته. رویش نمی‌شد با آن سر و وضع برود سپاه، بین بچه‌ها.»

توصیه و تأکید حقیر آن است که این کتاب را حتماً حتماً بخرید، به نظرم می‌شود از کتاب‌فروشی‌های مجتمع گنجینه کتاب (چهارراه شهدا، پشت باغ نادری) پیدایش کرد.
این هم لینک دانلود این کتاب برای عزیزانی که واقعا به هیچ عنوان توانایی خرید آن را ندارند!

ضمنا
ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که از این مجموعه، تاکنون پنج عنوان منتشر شده است که «شهید مدقّ به روایت همسر» جلد اول این مجموعه است. برای آشنایی با سایر عناوین، می‌توانید اینجا، اینجا، اینجا و اینجا را ببینید.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۵:۴۳
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

شیخ رجبعلی خیاط (رحمه الله):
با کاروان رفته بود کربلا. یک روز موقع برگشت از زیارت حرم از دور صدای بگو مگوی زن و شوهر هم کاروانی به گوشش رسیده بود. همه که به استراحتگاه میرسند، یکی یکی سراغ همه می رود و زیارت قبول» می گوید. به آن زن و شوهر که می رسد. رو به زن می کند و می گوید: «تو که هیچ! همه را ریختی روی زمین!» زن حسابی تعجب می کند و می گوید: « ای آقا! چطور؟ من این همه راه آمده ام کربلا، مگر من چه کار کرده ام ؟! » جواب او اما این است: « از حرم که آمدی بیرون، نیشی که زدی، همه اش رفت!»

میرزا جواد آقا تهرانی (رحمه الله):
 به خانه که رسیده بود، دیگر شب از نیمه گذشته بود. داخل لباس و جیب هایش را هم که گشته بود. کلید را پیدا نکرده بود. چراغ های خانه خاموش بودند؛ این یعنی همه خوابند. سرمای استخوان سوز نیمه شب کوچه را خلوت خلوت کرده بود. او اما آنجا مانده بود. در نزده بود و تا اذان صبح همان جا در کوچه قدم زده بود.
موقع اذان که اهل خانه بیدار شده بودند، همسرش در را باز کرده بود و رفته بود خانه. بچه ها که دوره اش کرده بودند و خرده گرفتند که چرا لااقل زنگ نزدید تا وسط این سرما در را برایتان باز کنیم، جواب شنیده بودند: « شما خواب بودید. زنگ من موجب اذیت و آزار شما می شد!»
اساسا" ایشان به کسی زحمت نمی داد مخصوصا" در امور شخصی خویش تا آنجائی که می توانستند و قدرت و توان داشتند خودشان انجام می دادند،  تا آنجا که از همسر خود نمی خواستند که مثلا" لباسهایشان را بشویند، بلکه این همسر شان بود که با توجه به اخلاق مرحوم آقا از ایشان می خواستند که لباسهایشان را برای شستن در اختیار ایشان بگذارند.
و باز هم به سادگی حاضر نمی شدند  ، گاها"  نیز دیده می شد  که جارو به دست گرفته و حیاط منزل را جاروب می زنند و این در حالی بود که راه رفتن با عصا برایشان مشکل بود!


آیت لله مجتهدی تهرانی (رحمه الله):
آقا بسیار دلرحم، مهربان و خانواده دوست بودند و همه مسائل اخلاقی را رعایت می کردند. مثلاً بر کنار هم بودن، احترام زن به مرد و برعکس و مهربانی در خانواده خیلی تأکید داشتند و می گفتند حدیثی هست که می فرماید زنی که در منزل مرد بد اخلاق است، غریب است و مردی که در منزل زن بد اخلاق است، غریب است. با اینکه سرشان خیلی شلوغ بود اما معمولاً یک سوم از شبانه روز را سعی می کردند کنار خانواده و فرزندانش باشند ...  انتظار حاج آقا این بود که در خوشی ها و ناخوشی ها کنارشان باشیم. آقا همیشه می فرمودند بالا و پایین در زندگی وجود دارد اما آنچه که مهم است، توکل به خداست. نکته بعدی که فکر می کنم حاج آقا انتظار داشتند این بود که حجابمان را رعایت کنیم و با تقوا و پرهیزگار باشیم و زمان مشکلات هم به ایشان سخت نگیریم.

شهید مطهری (رحمه الله):
همسرش را فرستاده بود اصفهان که با دخترشان دیداری تازه کند. خانم بعد از چند روز با دوستش از اصفهان برگشته بود. دیگر نیمه شب شده بود و دیده بود همه بچه ها خوابند و آقا مرتضی بیدار. منتظرشان نشسته بود با یک سینی چای تازه دم و یک ظرف میوه و یک دیس شیرینی. برای او که تازگی نداشت. هر چه یادش می آمد، بیشتر وقت ها دم کردن چای صبحانه کار آقا مرتضی بود. دوستش اما حسابی تعجب کرده بود: « واقعاً همه روحانی ها اینقدر خوبند؟!» بعد شوهرش آمده بود کنارش و با ناراحتی در گوشش چیزی زمزمه کرده بود: « می ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبالتان بیاید.»
«در مدت 26 سالی که با ایشان زندگی کردم، همیشه با یک حالت تواضع و آرامش با من رفتار می‌کردند، با صدای متین و چهره خندان، به طوری که من با یک ارادت و عشق خاصی کار می‌کردم و علاقه شدید ایشان به من و محبت‌هایی که می‌کردند، مرا در انجام کارهای منزل رغبت و شوق عجیبی می‌بخشید. من بسیار کم سن و سال بودم که به منزل ایشان آمدم. ولی با همه آن کمی سن، هیچ وقت یادم نمی‌آید که از ایشان ناراحتی و رنجی دیده باشم. بسیار مهربان و با گذشت بودند، و به آسایش و راحتی من و بچه‌ها اهمیت می‌دادند. آنقدر با من صمیمی و نزدیک بودند که رنج و ناراحتی مرا نمی‌توانستند تحمل کنند.»


برای دریافت فایل PDF  جهت تهیه بروشور، اینجا کلیک کنید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۵:۰۹
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

امام خمینی (رحمه الله):
بگو مگو می کردند. همینطور شوخی و جدی سرظرف شستن آن روز یکی به دو میکردند. یکیشان می‌گفت خستهام. امروز خیلی خسته‌ام. این دفعه تو ظرف ها را بشوی! آن یکی جواب می داد اگر تو خسته ای من هم خسته ام. نوبت خودت است. خودت باید ظرف ها را بشویی! بگو مگو برنده نداشت و بدون نتیجه تمام شد. ظرف ها مانده بود و هر دو رفته بودند سراغ کار خودشان تا بالاخره یکی شان خستگی اش را در کند و خودش برود ظرف ها را بشوید.
اذان ظهر را که گفتند، چشم شان به آقا افتاده بود که می رود توی آشپزخانه، لابد طبق معمول برای وضو. اما وضوی آقا این بار خیلی طول کشیده بود؛ بیشتر از هر وقت دیگر. نگران شده بودند. رفتند سمت آشپزخانه که ببینند خدای نکرده اتفاقی برای آقا نیفتاده باشد. وارد آشپزخانه که شدند، خشک شان زد. آقا بود و آستین های بالا زده یک کپه ظرف شسته شده ترو تمیز. آقا که تعجب شان را دیده بود، لبخندی زده بود و گفته بود حرف هایتان را که شنیدم، احساس کردم که این دفعه نوبت من است که ظرف ها را بشویم.

آیه الله بهجت (رحمه الله):
آیت الله بهجت (رحمه الله) می فرمودند: ... باید طوری برنامه ریزی کنید که وقت زن و بچّه ضایع نشود و به آن ها هم برسید. اهل خانواده هم حقوقی دارند. بالأخره زن و بچه و حتّی خود آدم نیازهایی دارد که اگر لذّت های حلال نباشد همان عبادتش هم با نشاط نیست، درس خواندنش هم نشاط چندانی ندارد.
معمولاً امثال ماها کمتر به این امر توجه می کنیم، زن و بچّه را رها می کنیم به حال خودشان، و خودمان را مدیون این ها می کنیم. نباید غافل شد از این که اگر پول کمتر باشد، زندگی می گذرد؛ ولی زن، دختر و پسر آدم، کمبود محبّت را از کجا جبران کنند؟ در خانه چه کسی را باید بزند و بگوید محبّت می خواهم؟ اگر مابه موقع و اندازه به زن و فرزندان محبّت ابراز نداریم، باید عوارض پس از آن را پذیرا باشیم. پول و امور مادی را می توان از خویشان، صندوق و یا کسی قرض گرفت، امّا محبّت را هیچ کس جز مرد و زن نسبت به فرزندان و مرد نسبت به همسر نمی تواند جبران کن ... .

شهید هاشمی نژاد (قدّس سرّه):
"رابطه اش با همسر و فرزندانش رابطه ای بود که خدایش از او انتظار داشت. او همسر بی نظیری بود و از ابتدای زندگی به من گفته بود که مرز بین من و تو خداست، و خدا در زندگی ما حاکم است، و من تا زمانی از این زندگی راضی ام که خدا راضی باشد. اما این قید زمانی زندگی را سخت تر می کند که همدلی و همفکری بین زن و شوهر نباشد.
او هیج وقت اعتراض نمی کرد، که فرضا چرا غذا درست نکردی؟ یا فلان غذا را نپختی؟ و هر وقت که من به دلیلی نمی توانستم غذا بپزم، خودشان می رفتند آشپزخانه تخم مرغی درست می کردند و با هم می خوردیم.
ایشان در غذا دادن به بجه ها پیش قدم بود. وقتی که فرصت می کرد با بچه ها بازی می کرد و آن ها را سرگرم می کرد. او هیچ گاه فکر نمی کرد که تمام کارهای خانه بر عهده ی من است؛ و هیچ گاه از کمک کردن به من در خانه دریغ نمی کرد . علاقه اش به زن و فرزندانش خیلی زیاد بود. ولی این علاقه در گرو علاقه به خدا بود و این علاقه ها باعث نشده که فعالیت های عظیم احتماعی اش را کم کند و در کنار ما بماند، و این علاقه ها حتی باعث نمی شد که به علت خطر جدی که هر لحظه در کمینش بود در بین مردم ظاهر نشود؛ یا کلاس های درسش را تعطیل کند.

علامه جعفری (رحمه الله):
مرحوم علامه محمد تقی جعفری از صاحب دلی که چشم باطنش باز بود نقل کرد که: در موضوعی داشتم با همسرم بحث ومشاجره می کردم وگمان می کردم که حق با من است ؛ولی در واقع حق با او بود؛ناگهان صورت باطنی غضبم را به من نشان دادند؛بسیار کریه وزشت بود! آن صورت آمد وبه من نزدیک شد ودر گوشم گفت:کثیف،ساکت شو! همین که متنبه شدم، فورا  دست همسرم را بوسیدم وعذر خواستم.او که از قضیه خبر نداشت ،متحیّر شد که چطور در وسط دعوا ومشاجره این کار را کردم!

علامه طباطبایی (رحمه الله):
برای همه عجیب بود. علامه و گریه؟! آن هم برای از دنیا رفتن کسی؟ درست است که همسر علامه از دنیا رفته بود و او تمام 27 روز آخر بیماری او حتی یک لحظه تنهایش نگذاشته بود اما این همه گریه و سوگواری آن هم از کسی که همه را در مصیبت ها دعوت به آرامش می کرد، عجیب بود. رفته بودند پیشش که دلداری اش بدهند و از راز گریه علامه سر در بیاورند. این طور جواب گرفته بودند. «مرگ حق است. همه باید بمیریم. من برای مرگ همسرم گریه نمیکنم. گریه من برای کدبانوگری و محبت های خانم است. ما زندگی پر فراز و نشیبی داشتیم. در نجف اشرف با سختی هایی مواجه می شدیم و من از حوائج زندگی و چگونگی اداره آن بی اطلاع بودم. اداره زندگی به عهده خانم بود. در طول مدت زندگی ما هیچگاه نشد خانم کاری بکند که من حداقل در دلم بگویم کاش این کار را نمی کرد. یا کاری را ترک کند که بگویم کاش این عمل را انجام داده بود. در تمام دوران زندگی ما هیچگاه به من نگفت چرا فلان عمل را انجام دادی یا چرا ترک کردی؟»
بعد هم که تا سه چهار سال هر روز سر مزار همسرش می رفت و بعدتر هم شد هفته ای دو روز به صورت مرتب. می گفتند بنده خدا بایستی حق شناس باشد. اگر آدمی نتواند حق مردم را ادا کند حق خدا را هم نمی تواند ادا کند.

برای دریافت فایل PDF  جهت تهیه بروشور، اینجا کلیک کنید.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۴:۵۴
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر

ازدواج و اختیار همسر، گاهی در سرنوشت انسان مؤثر است. خیلی از زنها هستند که شوهرانشان را بهشتی می‌کنند. خیلی از مردها هم هستند که زنهایشان را بهشتی می‌کنند. عکس آن هم هست. اگر زن و شوهر این کانون خانوادگی را قدر بدانند و برای آن اهمّیت قائل باشند، زندگی، امن و آسوده خواهد شد و کمال بشری برای زن و شوهر در سایه‌ی ازدواج خوب ممکن خواهد شد.
گاهی هست که مرد در فعالیتهای زندگی سردو راهی می‌رسد. انتخاب باید بکند یا دنیا را و یا راه صحیح و امانت و صداقت را، یکی از این دو تا را باید انتخاب کند؛ این جاست که زن می‌تواند او را به راه اول یا به راه دوم بکشاند. متقابلاً، طرف عکس آن هم هست. شوهرها هم در مورد همسرانشان می‌توانند این طور تأثیرات را داشته باشند. سعی کنید باهم این طور باشید. هر دو کوشش کنید که متدیّن، در راه خدا، در راه اسلام، در راه حقیقت، در راه امانت و صداقت، نگهدارید و مانع از انحراف و لغزش شوید.
در دوران بسیار دشوار سالهای مبارزات و همچنین سالهای انقلاب، خیلی از زنها شوهران خود را با صبر و همکاری‌شان بهشتی کردند. مردها رفتند در جبهه‌های گوناگون و خطرات را متحمّل شدند. این زنها درخانه‌ها لرزیدند و دچار تنهایی و غربت گشتند. امّا زبان به شِکوه باز نکردند، شوهرهایشان از رفتن به جبهه و از ورود در میدان مبارزه، از ادامه مبارزه پشیمان شوند. می‌توانستند این طوری عمل کنند ولی نکردند. بی‌صبری نشان ندادند. شوهرانی هم بودند که همسرانشان را بهشتی کردند، هدایت آنها، دستگیری و کمک آنها موجب شد که این زنها بتوانند در راه خدا حرکت کنند. عکس آن را هم داشته‌ایم. زنهایی بوده‌اند که شوهران خود را اهل جهنّم کرده‌اند و مردهایی هم بوده‌اند که زنهای خود را جهنّمی کرده‌اند. می‌توانید با هم همکاری کنید، همدیگر را اهل بهشت کنید، همدیگر را سعادتمند کنید، همدیگر را در راه تحصیل علم، تحصیل کمال، پرهیزگاری، تقوی و ساده زیستی کمک کنید.

حضرت امام خامنه‌ای حفظه الله

منبع: khamenei.ir

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۲ ، ۱۸:۵۷
کانون خانواده فرهنگسرای غدیر